1- Go on, Bill, you tell 'em!
بیل! ادامه بده، خودت بهشون بگو
2: Tell the kids I'll pick 'em up after school.
به بچه ها بگو که من بعد از مدرسه میرم دنبالشون
لغت:
'em: sometimes used as a short form of 'them'
When Morgiana had left off speaking, Ali Baba was so sensible of the great service she had done him, that he said to her, "I will not die without rewarding you as you deserve: I owe my life to you, and for the first token of my acknowledgment, give you your liberty from this moment, till I can complete your recompense as I intend.
هنگامی که مارجیانا سخنانش را تمام کرده بود، علی بابا به حدی از کمک شایانی که مارجیانا در حق او کرده بود آگاه بود که به او گفت: قبل از آنکه به تو پاداشی که درخور تو است بدهم نخواهم مرد؛ من زندگی ام را به تو مدیونم و به عنوان اولین علامت در مورد سپاسگزاری ام (از تو) تا زمانی را که طبق تصمیمی که دارم بتوانم پاداش تو را تکمیل کنم آزادی ات را به تو هدیه میدهم (تا آن موقع کنیز من نیستی).
لغات:
token: something that represents a feeling, fact, event etc
نشانه، علامت (برای ابراز احساسات و غیره)
acknowledgment: the act of publicly thanking someone for something they have done
تشکر، سپاسگزاری
recompense: something that you give to someone as a reward for their help
دادن چیزی به کسی برای تشکر و سپاسگزاری
[DATE, ex. Wednesday, June 11, 1998]
[NAME, COMPANY AND ADDRESS, ex.
John Smith
XYZ Inc.
1234 First Street
[DATE, ex. Wednesday, June 11, 1998]
[NAME, COMPANY AND ADDRESS, ex.
John Smith
XYZ Inc.